برترین خانه های مدرن با معماری ایرانی


در این نمونه از خانه های مدرن با معماری ایرانی تولید یک حجم وحدت بخش سفید رنگ در میان توده آجری تداوم یافته از حیاط به طرفین نما، مد نظر قرار گرفت. با امکاناتی که پنجره های بزرگ در ضلع شمالی ایجاد می کنند، فرصتی برای ایجاد پرده ای از ورق های استرچ متال در قالب لوورهای عمودی فلزی ایجاد شد تا با کمک آن ریتم یکنواخت تکثیری طبقه به طبقه پنجره ها از بین رفته و امکانی برای ایجاد حریم از زوایای جانبی به قسمت هایی که پنجره های عریض تر دارند فراهم شود. سطحی توری مانند که در همنشینی با گیاهان همیشه سبزی چون خیزران از داخل به بیرون نیز، چشم اندازی متفاوت ایجاد می کند.
کارفرما از طراحان یک خانه ای با نمای آجری”آشنا”، ساده، صمیمی و گرم در درون، دارای فضاهای مشخص و عاری از تظاهر بیرونی می خواست.
مهم ترین مسأله ای که طراحان در طراحی این پروژه داشتند، گوش فرا دادن به هویت یک منطقه و دیدن آنچه که در قالب یک ساختمان میتواند ساختار منطقه و حال و هوای یک فرهنگ باقیمانده را حفظ و تقویت کند، بود.
نمای ساختمان ترکیبی از یک سطح دو وجهی و ساده است که با ایجاد برش مورب، حجم ساختمان را کاملاً محصور می کند.
سطح اصلی یک شبکه ساخته شده از منبت کاری است که در بعضی نقاط برش داده می شود تا حجم سنگ را نشان دهد.
سطح چوبی دارای نقش و نگارهای خاصی است که از ملهم از رشد برگ گیاه و استعاره از سرو بوده، در حالی که سطح دیگر کاملاً توسط سنگ فیروزه پوشیده شده که یک متریال محلی ایرانی با رنگ منحصر به فرد خود است که همیشه در باغ های ایرانی نقش مهمی داشته و به عنوان کاشی یا سمبل آب مورد استفاده قرار می گرفته است.
یکی از ایده های مهم در طراحی این پروژه، ایجاد “کیفیت های مختلف دید” از فضاها و طبقات مختلف به چشم اندازهای زیبای محیط اطراف آن است؛ مانند مناظر دیدنی “ایوان جنوبی” و “مهتابی” کنار استخر در پشت بام سبز، منظره ی ساکن قسمت غربی بام سبز که در سطح پایین تری قرار دارد، نمای مناسب بالکن اتاق اصلی طبقه اول، نمای باشکوه پنجره پذیرایی طبقه اول و سرانجام نمای باشکوه و دلنشین سالن مرتفع مشرف به گودال باغ، که از ارتفاع کم و به روشی خاص منظره ای از درختان بلند در امتداد زاینده رود دارد.
شهری را تصور کنید که خانه هایش دیگر نه حیاطی دارند و نه درختی، چرا که برای صاحبانش تنها، چیزی مهم است که قابل فروش باشد و نه حیاط ها و درخت ها! بافت پیرامون حرم رضوی در مشهد با زمین های کوچک و بزرگی که فراتر از ضوابط، با سطح اشغال صد درصد پُر می شوند، تصویری روشن از چنین شهری با فقدان هر نوع فضای خالی است.
بافت شهری مشهد طی فرایند سیستمی طی ۶۰ سال گذشته تکامل یافته است. این فرایند بخش عمده ای از فضاهای خالی را با حجم انبوه جایگزین می کند که بیشتر منجر به حذف تدریجی کیفیت شده است.
طراحان با ایجاد این پروژه، خاطرات محله های فرعی گمشده را احیا کرده و با اهدای این امر به شهر و همسایگان، گام دیگری در جهت یک زندگی زیبا برداشتند. معماری خانه شماره ۶ ، دیدگاه منحصر به فردی نسبت به ماهیت زندگی دارد و یک استاندارد زندگی جدید و همچنین ارتباط انسان مدرن با شهر را ایجاد می کند.
طراحان به واسطه ی این پروژه موفق به ارائه نوع جدیدی از الگوی ساخت و ساز در کشور شدند. در این ساختمان خانه و فضای کار در کنار هم قرار گرفته اند تا برخی از مشکلات زندگی امروز برطرف شود. در حقیقت، آن ها حجم ها را تغییر داده و در نتیجه، فضاهای مرده و نمای سوم را زنده کردیم و این فضای داخلی را به شهر گره زدیم.
در طراحی این پروژه طراحان سعی بر آن داشتند تا با نگاه معمارانه ای به پنجره به عنوان یک عامل پیوند دهنده ی درون و بیرون توجه کنند. با توجه به این که امروزه بسیاری از ساختمان ها با نماهای شلوغ و پیچیده ای ساخته شده اند، در این پروژه طراح سعی براین داشته تا با توجه به هرج و مرج بصری ایجاد شده توسط جزییات و تزیینات اضافی نمای ساختمان های مجاور، از میزان آشفتگی بصری بکاهد و به آرامش محیطی منطقه کمک کند.
کارفرما در ابتدا یک ساختمانی با نمای ساده ی آجری می خواست، اما شریک وی یک ساختمانی با نمای مدرن را می پسندید. خوشبختانه با وجود اختلاف نظر موجود ، کارفرما نسبت به مسائل معماری آگاه بود و بدین ترتیب با توجه به خواسته های وی، طراحان اقدام به طراحی یک معماری هویت محور با در نظر گرفتن معماری ایرانی و نیاز به مسأله زیبایی شناسی روز شدند.
همانطور که می دانید آجر به عنوان یک متریال زنده به حساب می آید که با هویت انسان ایرانی در آمیخته است و احساس بودن و آرامش را به انسان انتقال می دهد. این ویژگی در پروژه ی حاضر نمود بارز دارد. وجود گره چینی ها و آجرکاری های مهری و شبکه های آجری یادآور یک سنت دیرینه در معماری ایرانی می باشد، به علاوه المان های بر روی این بنا هر یک نمودی از هویت نماهای خانههای ایرانی را به نمایش می گذارد.
در طراحی عناصر نمای ساختمان سعی برآن شد تا حس سیالیت محیطی حجم حفظ و تقویت گردد. بدین ترتیب عناصر نما عناصری بی پایان اند تا هیچ نقطه مکثی به وجود نیاید و امتداد بصری بدون وقفه حفظ گردد.
سایه بان ها به عنوان عناصر محافظ و سایه انداز در راستای پوسته های آجری و هماهنگ با فرورفتگی های نما امتداد بصری افقی را تقویت می کنند. در انتها باید افزود که نحوه چیدمان آجرها نیز در تقویت این تداوم نقش مهمی داشت.
طراحان برای طراحی نما از متریال سیمان و چوب استفاده کردند. آن ها با در نظر گرفتن پوسته ای از لوور چوبی در مقابل بازشوها، می خواستند تا کیفیتی یکسان و یکپارچه ای را در پوستهی اصلی نما ایجاد نمایند.
برای تأکید بر امتداد عمودی و ایجاد هماهنگی، بر سطح جداره های سیمانی –در امتداد لوورها که برای کاشت گیاهان در نظر گرفته شده است- بافتی عمودی در نظر گرفته شد. وجود این بافت در سقف کاذب در قسمت مشاعات ساختمان و در سنگکاری کف رمپ محوطه مجددا به کار رفته و در نهایت مجموعه را از بافت و رنگی یکسان بهره مند ساخته است.
طراحان برای این پروژه از خانه های مدرن با معماری ایرانی، از ساختار داخلی برج کبوتر به عنوان نزدیک ترین مرکز فرهنگی این ساختمان الهام گرفتند. در انتهای خیابانی که این پروژه در آن واقع شده است، یک برج معروف کبوتر تاریخی وجود دارد، که در دوران باستان ساخته شده و در آن دوران محلی برای اسکان کبوترها بوده است. یک برج کبوتر دیگری نیز در نزدیکی محل این پروژه وجود داشته است که ده ها سال پیش به نفع ساخت و سازهای جدید تخریب شده است.
وجود ضابطه معروف ۶۰ درصدي منجر به پيدايش جعبه هاي بي شماري در تهران شده است. در میان این نوع جعبه ها کار معماران، جعبه گريزي می باشد. از طرفی جعبه در ذات خودش، جذابیت کافی و دلربايي لازم را براي فروش در بازار نداشته و با ترفندهای متعددی، دستخوش تغيير ميشود. این پروژه نیز مستثنی ازین امر نبوده و همانند سایرین جعبه اي است که کاراکتر خود را به طور کامل حفظ کرده و سعی گریز از آن را ندارد.
اين استراتژي در راستاي توجه به جداره هاي جانبي است که در اين پروژه در مقياس محلی کاملاً نقش بازي مي کند. ناظر يک موجود و يک پيکره ای را به عنوان ساختمان مشاهده نموده و نما ديگر به تقسيم بندي فرعي و اصلي تنزل پيدا نمي کند. در آشفته بازار ساختمان هاي شهر از مدرن ژورناليستي تا کلاسيک شکوهمند، این پروژه بصورت آرام و بيادعا در جاي خود نشسته است.
تضاد ایجاد شده میان عواملی مانند درونگرایی و برونگرایی (سادگی و پیچیدگی/ شهری و خصوصی/ خصوصی و نیمهعمومی/ عمودی و افقی/ بیرون و درون) فرایند خلق معماری مسکن معاصر در ایران را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
از این رو، رویکرد طراحان جهت طراحی این ساختمان مسکونی این بود که بتوانند به واسطه ی طراحی مسکن در سه مقیاس متفاوت میان این عوامل متضاد ارتباط ایجاد کنند که به شرح زیر می باشد:
_ در مقیاس شهری (عرصه ی عمومی)
_ در مقیاس بنا (عرصه ی نیمه عمومی)
_ در مقیاس واحدها (عرصه ی خصوصی)
این خانه به کمک بازی های حجمی دیدهای وسیع به فضاهای باز و آسمان دارد. برای کمتر کردن اشرافیت به داخل بنا، در ضلع شمالی در ارتفاع پنجره ها تغییراتی ایجاد شده تا دید مستقیم به فضای داخلی کاهش پیدا کند. تداوم بازشوها در نما از فضایی به فضای دیگر و تغییر در ابعاد آنها نه تنها موجب تقویت حس حرکت در داخل و بیرون می شود، بلکه یکپارچگی داخل و خارج ساختمان را به وجود می آورد .
محصول کار، خانه ایست که هر چند از دید ناظر خارجی پوسته ای بسته و صلب دارد، ولی فضاهای داخلی آن در عین حفظ محرمیت و جدا بودن محدوده ها به نوعی پیوستگی و شفافیت فضای خود را حفظ کرده اند. این خانه شاید بتواند با پیش و پس رفتگی ها و سایه روشن هایش خاطره ای از گوشه و کنار خانه های قدیمی به یاد آورد…
استفاده از دو متریال آجر و چوب و تکرار المان های الگویی شکل مدرن همچون کرکره های چوبی، آجرهای مجوف و فلاور باکس های عمودی هدف طراح در انسجام و ایجاد یک حجم و نمای واحد با ایده واحد را دارد. بدین ترتیب به جای افزودن المان های حجمی و صلب بر بنا، طراحان سعی در ایجاد یکپارچگی توسط المان های تکرار شونده و عملکردی بنا کردند. در چیدمان این المان ها سعی بر این داشتند تا بنا را از حالت کلاسیک خارج کرده و نما را به فرم انتزاعی تری نزدیک سازند.
یکی از چالش های اصلی در طرحی این پروژه ی از خانه های مدرن با معماری ایرانی وجود یک درخت نخل بود. حفظ این درخت منجر به تولید خط فکری برای طراحی درون و برون این ساختمان مسکونی بود به طوری که فرم های درخت تحلیل و در طراحی فرم از آن ایده گرفته شد.
حجم ساختمان مسکونی مهر از ضلع شمالی عقب نشینی کرد تا امکان دریافت نور کافی فراهم آید و نمای ساختمان در سه ضلع جنوبی، شمالی و شرقی به صورت پیوسته امتداد یابد. طراحان به واسطه ی ایجاد یک شکاف در ضلع شرقی ساختمان، یک باکس پله و آسانسور را در میان واحدهای شمالی و جنوبی قرار دادند تا بدین ترتیب راه پله و آسانسور شیشه ای به فضای بیرونی دید داشته باشد، بتواند نور را به لابی میان واحدها هدایت کرده و همچنین بتواند بر میزان کیفیت فضاهای مشاعات (که عموما در پروژه از اهمیت کمی برخوردار است) افزایش دهد.
با ایده حفظ و تقویت بافت معماری روستا، طراحی و معماری این پروژه از خانه های مدرن با معماری ایرانی با مطالعه الگوهای معماری روستا، بر اساس خواسته ها و روابط فردی و خانوادگی ساکنان آغاز شد و فضای داخلی سازمان یافته و طراحی شد.
یکی از مهم ترین مسائل این بود که ساکنین این محل معمولا مالکین قدیمی بوده و ذائقه ای سنتی و قدیمی داشتند. از این رو طراحان جهت پاسخ به روحیات سنتی و مذهبی ساکنین محل، از حیاط های متعددی در ترازهای ارتفاعی متفاوت استفاده نمودند تا ضمن ورود نور، فضای سبز، آب و آسمان به فضای داخلی، حریم خصوصی برای کاربران نیز حفظ گردد.
یکی از چالش های اصلی طراحان در طی طراحی این پروژه از خانه های مدرن با معماری ایرانی، نیاز به ایجاد ساختاری بود که به دوگانگی ایدئولوژی نسل ها پاسخگو باشد. برای پناهگاه ها و نمای بیرونی پله ها، طراحان از شیشه ی فیروزه ای با طیفی از روشن به تیره استفاده نمودند تا در طول ساعات مختلف سایه داشته باشند و از طرفی دیگر یادآور نقش وقایع خانه در سطح محلی باشند.
منبع: سایت خط معمار
archline.ir
ارزیابی حضوری
ارزیابی غیرحضوری
آگهیها
قیمت با کدپستی
دستیار خرید
دستیار فروش
نوسازی